تفاوت های اساسی میان بروشور و کاتالوگ

بروشور و کاتالوگ نماینده سازمان و شرکت شما هستند . آنها دقیقا باید همان کاری را بکنند که اگر شما در آن لحظه آنجا بودید ، شما آنرا انجام می دادید . وظیفه اصلی آنها معرفی درست و موثر اهداف ، دیدگاه ها و ارزش های سازمان شماست .
از بروشور و کاتالوگ به عنوان تبلیغات و رسانه ماندگار یاد می کنند. بروشور یا کاتالوگ نوعی رسانه تجاری چاپی است كه حاوی شرح مشخصات ، كاربرد كلی كالاها و برخی اطلاعات مفید دیگر كه مورد نیاز مصرف كنندگان و مشتریان شما قرار می گیرد.


طراحی کاتالوگ طراح بروشور

مطالب مرتبط

ادامه نوشته

بز کوهی نماد ایران باستان

تحقیقات پژوهشگران نشان می‌دهد نقش و طرح های به کار رفته در حدود 90 درصد از سنگ نگاره های باستانی کشف شده در سرتاسر جغرافیای ایران مربوط به بز کوهی است. نقش بزكوهی نماد ایران باستان، با مضمون آبخواهی، زایندگی، فراوانی نعمت و محافظت است. تعبیری از یك فرشته كه در مواقع سختی ها از آن كمك خواسته می‌شد و ریشه این باور به یكی از اسطوره های ایران باستان برمی‌گردد."

بز کوهی

ادامه نوشته

پایكوبی گرافیک

به گزارش سایت خبری رسم ، مقاله زیر با عنوان پایكوبی گرافیک اینچنین در بزم‌های بی‌رونق آنچنان نوشته مجید كاشانی در صفحه نهم روزنامه اعتماد ملی امروز منتشر شده است: 
  
به یاد دارم شب‌هایی را كه سرزده میهمان می‌رسید. خانه آرام چند دقیقه قبل متلا‌طم می‌نمود از فرط دستپاچگی برای مرتب كردن و پیراستن، ظروف شام نیم‌خورده روی دست‌ها به كنج آشپزخانه پناه می‌بردند و لباس‌های افتاده در گوشه‌و كنار خانه در پس پشتی‌ها و زیر رواندازها پنهان می‌شدند.
با این‌همه، میهمان ناخوانده زودتر از آنكه همه چیز آراسته شود به آستان اتاق رسیده بود و حالا‌ چشم ما بود كه تا انتهای میهمانی در گوشه و كنارها با لباسی، ظرفی یا چیز دیگری برخورد كند تا فكر دیده شدنش توسط میهمان، خجالت‌زده‌مان كند. طعم این‌جور میهمانی‌ها تقریبا هیچ شباهتی به شیرینی درس میهمان ناخوانده كتاب فارسی دبستان نداشت. همین بود كه ما را از میهمان سرزده هراس بود و گریز اما نه.
ادامه نوشته

وضع تیتراژهای سینمایی و تلویزیونی امروزمان

از زمانی كه تلویزیون تنها به دو شبكه یعنی یک و دو معطوف شده بود، سال‌های زیادی می‌گذرد و در این گذر چندین ساله اتفاقات زیادی در این رسانه به وجود آمده است. مثلا خیلی از چیزهایی كه قبلا اهمیت چندانی نداشتند، حالا پراهمیت شده‌اند و حتی از آنها به عنوان یك بخش خاص یا ویژه یاد می‌شود. در این مورد می‌توان به تیتراژ سریال‌ها و فیلم‌هایی كه از تلویزیون پخش می‌شوند اشاره كرد. تیتراژ طی این سال‌ها هم رشد قابل توجهی داشته و هم به عنوان یک بخش تخصصی شناخته شده است.

تیتراژ شاید یک نشانه
تیتراژ هر برنامه معرف و ویترین برنامه بوده و از این رو اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. اولین حلقه ارتباطی هر برنامه با مخاطب تیتراژ آن است. مخاطب برنامه را از طریق تیتراژش می‌شناسد و این باور ضمنی را دارد كه كیفیت تیتراژ نماد و نشانه‌ای از كلیت یک برنامه است كه به این سبب بیشتر برنامه‌ها در اجزای خود جایی را به تیتراژ اختصاص می‌دهند و در حقیقت برنامه بدون تیتراژ معنا ندارد.
البته این را هم نباید نادیده گرفت كه در هر تیتراژ، شاخصه‌های خاص دیگری هم وجود دارد، مانند نوع تدوین، گرافیک، تصویربرداری و موسیقی كه هر كدام از اینها به نوبه خود سهم بسزایی در این مساله دارند و روی كیفیت تیتراژ اثر می‌گذارند.
 
تیتراژهای سریال‌های گذشته چگونه ساخته می‌شدند؟
سریال‌های پیش از انقلاب تیتراژهای قابل توجه و خوبی نداشت. با نگاهی به تیتراژ سریال‌های خانه به دوش و دایی جان ناپلئون می‌توان به این مساله پی برد. نهایت تیتراژ این بود كه اسم‌ها با رنگی سفید روی صفحه‌ای سیاه نقش می‌بستند و موسیقی ضعیفی هم روی آن گذاشته شده بود. ضمن این كه اسم عوامل مثل امروز نوشته نمی‌شد. مثلا به جای فیلمنامه‌نویس یا نویسنده می‌نوشتند سناریست یا به جای تصویربردار نوشته می‌شد دوربین‌ها یا از صدابردار به عنوان مهندس صدا یاد می‌شد بنابراین تیتراژهای گذشته آن چنان در خور توجه و به اندازه خود سریال‌ها، ماندگار نبودند. زیرا دست‌اندركاران دغدغه خاصی در این خصوص نداشتند و این مساله برایشان مهم نبود، اما با پیروزی انقلاب اسلامی، تحول خاص و مثبتی در این بخش صورت گرفت.

بقیه در ادامه مطلب
ادامه نوشته

مقایسه وجوه اشتراک و افتراق گرافیک محیطى و هنر مفهومى

عنوان مقاله :
مقایسه وجوه اشتراک و افتراق گرافیک محیطى و هنر مفهومى 

 هنر مفهومى دستاوردى از آوانگاردگرایى در هنر مدرن است. در جریان گرایشات مدرنیسم، اكثر نقاشان مدرنیسم در زمینه مجسمه سازى، ماتریال شناسى، گرافیک و حتى انیمیشن و سینما تجربه‌هایى كسب كردند و در نهایت آثارى مفهومى را ارائه دادند كه تاثیرات مشتركى از تمام شاخه‌هاى هنرى داشت. اگرچه آغازگران این گرایش را به هنرمندان آمریكایى انگلیسى دهه ۶۰ و ۷۰ همچون جوزف كاسوت، لارنس وینر، استنلى براون و ... مربوط مى‌دانند، ولى باید گفت كه هر اثر هنرى باید داراى مفهوم باشد. مفهومى كه فراى ظاهر و صورت اثر بوده و ارائه معنا مى‌كند.
القاى معنا در هنر مفهومى ممكن است شخصى باشد، چه براى هنرمند و چه براى مخاطب و چه در عنوان اثر و چه در ارائه آن. این قسمتى از اندیشه جهانى شدن هنر است و در جستجوى مفهوم براى مخاطب عام. چرا كه مخاطب برخلاف هنر كلاسیک و اندیشه هنر براى هنر، اگر چه براى اثر هنرى قائم به ذات بودن را مى‌پذیرد، ولى در اندیشه این هنر (مفهوم گرایى) با اثر هنرى ارتباط و درگیرى شخصى پیدا كرده و خود را در اثر یافته و معناى شخصى‌اى از آن پیدا مى‌كند كه با تمام داشته‌هاى روحى و ذهنى و شخصیتى او همسو است. به عبارتى دیگر مخاطب با خالق اثر رابطه برقرار نمى‌كند، بلكه با خود اثر مرتبط شده و خود را در آن مى‌یابد. گویى مخاطب جزئى از اثر بوده و اثر بدون حضور وى ناقص است. چرا كه بنا بر اندیشه معاصر هنر، هنرى كه درک نگردد و ارتباط برقرار نكند، كامل نیست.
بقیه مقاله در ادامه مطلب
ادامه نوشته

علائم و نشانه های گرافیکی در شهر

سیستمهای راهنمای شهری از نظر كاربردی، نسبت به سایر طرحهای گرافیكی تاثیر بیشتری بر مردم دارند. بهعلاوه به دلیل استفاده از تعاریفی واضح، یكی از مهمترین عناصر در محیطهای شهری به شمار میروند.
اولین شخصی كه به اهمیت طرحهای گرافیكی پیبرد Frank Pick بود كه در سال ۱۹۱۶ Edward Johnston را برای طراحی گرافیكی حروف متروی لندن استخدام كرد. با این حال تا به امروز به یك سیستم مشخص و علمی در رابطه با سیستمهای راهنمای شهری دست نیافتهایم و به همین علت در بكارگیری آن با مشكل روبرو شدهایم. در سال ۱۹۲۴ سیستمی مشخص در مقیاسی كوچك توسط Kurt V. Engle hardt برای حومهی شهر Copenhagen طراحی شد، هنوز این نمودارها موجود میباشد و از نظر مقیاسهای انسانی مطلوبترین نموداری است كه برای Copenhagen طراحی شده است. با این وجود هر دو موردی كه ذكر شد جدا از سیستمهایی هستند كه جهات تامین شبكهی جدید راهها طراحی شدهاند.
▪ در وحلهی اول سه مشكل عمده وجود دارد كه عبارتند از:
۱) میزان توجهی كه خوانندگان به این تابلوها دارند، بیشتر از رفتن به یك گردش روزانه و یا سواری كوتاه نمیباشد.
۲) اطلاعات مورد نیاز فقط محدود به ارایهی اطلاعات محلی میباشند.
۳) زبان محلی شهر ممكن است برای بسیاری از خوانندگان تابلوها قابل فهم نباشد و آخرین مشكل مربوط به تغییرات سریع حمل ونقل در مكانهایی مانند فرودگاهها میباشد. برای رفع این مشكلات احتیاج به یك سیستم اجرایی استادانه داریم و عملاً این مساله به مفهوم كار گروهی است. چرا كه هیچ طراح گرافیكی، روانشناسی و یا مهندس امور ترافیكی نمیتواند تمامی مهارتها را به تنهایی و یكجا دارا باشد. در ضمن از آنجایی كه كار گروهی باید توسط سطوح دولتی رهبری شود، همكاری گروههای علاقهمند نظیر انجمنهای طراحی، كارشناسان امور ترافیك و سایر متخصصین با مدیران دولتی، جهت به كارگیری روشهای اصولی و علمی، امری اجتنابناپذیر خواهد بود.
طرح اصلی اكثر سیستمهای گرافیكی بهطور یقین در دستان طراحان گرافیك قرار دارد. چرا كه اجرای این طرحها جزو حرفهی اصلی آنها بوده و مهارت آنان، قضاوت در كارهای طراحی را ارزشمند میسازد.
با این حال تحقیقاتی كه توسط متخصصین ترافیك شهری، روانشناسان، كارشناسان راهنمایی بر اساس Methodology انجام میگیرد و انتقاداتی كه توسط كارمندان در محیطهای خرید و فروش، مهندسین معماری و محیطشناسی و مقامات شهری مطرح میشود، در انجام نشانههای ترافیكی نقش بهسزایی خواهد داشت.
ادامه نوشته

کمپین تبلیغاتی؛ از ایده تا اجرا

اختصاصی رسم : امراله فرهادی معتقد است شكست تبلیغات در ساده انگاشتن مخاطب است.
براساس خبر ارسالی ستاد خبری سومین جشنواره سراسری و روابط عمومی‌های برتر بخش غیردولتی، وی افزود:" تبلیغاتی كه فروش و اقبال افكار عمومی را در پی نداشته باشد، محتوم به شكست و نابودی است هر چند كه سرشار از زیبایی‌های سمعی و بصری باشد".
وی که در مراسم گشایش سمینار تخصصی و كاربردی فنون ارتباطات با موضوع كمپین تبلیغاتی از ایده تا اجرا‌ سخنرانی می‌کرد، در ابتدا تعریفی از تبلیغات ارائه داد، به این معنی كه تبلیغات مجموعه‌ای از روش‌هاست كه توسط گروهی تشكل یافته، در جهت اهدافی خاص به كار گرفته می‌شود، تا مشاركتی فعال یا غیرفعال را در جمعی از افراد جامعه به وجود آورد كه این كار با یكدست‌سازی روانی افراد از طریق نفوذ روانشناسانه بر آنان و متحد ساختن آنها در یک سازمان فكری و حرفه‌ای عملی می‌شود.
به گفته وی، نظرات مختلفی در خصوص تبلیغات وجود دارد به طوری كه برخی صنعت تبلیغات را اقتصاد، بعضی تخصص و عده‌ای تخصص و جمعی هم هنر می‌دانند.
فرهادی با اشاره به بحث بازاریابی و تبلیغات اظهار داشت:" امروزه تمام عملكردهای ارتباطات بازاریابی از قبیل فروش شخصی، تبلیغات، روابط عمومی، بسته‌بندی، فعالیت‌های فروش و ادبیات معرفی كالا به صورت یكپارچه به تحقق اهداف اصلی پروژه می‌پردازند. بنابراین، تمام عناصر ارتباطی به صورت هماهنگ و در راستای اهداف اصلی به گروه هدف انتقال می‌یابند".
وی همچنین به مقوله روابط عمومی اشاره كرد و گفت:" روابط عمومی، برقراری روابط و مناسبات مطلوب شركت‌ها با سهامداران و كاركنان شركت، شخصیت‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی كشور، گروه‌ها و انجمن‌ها و مصرف‌كنندگان است".
فرهادی در ادامه با تشریح تفاوت‌های تبلیغات با روابط عمومی افزود:" تبلیغات بر معرفی مارک یا برند تأكید دارد، معمولا ارتباطی غیرحضوری و یک سویه است، ماهیت ارتباط سلطه‌آمیز است، فن ترغیب و متقاعد كردن مشتری است، آن‌گونه كه شركت می‌خواهد و معمولا تأثیری عاطفی و سریع‌تر دارد، اما روابط عمومی در معرفی شركت‌ و به تبع آن بر برند تأكید دارد، معمولا ارتباطی حضوری و دوسویه است، ماهیت ارتباط مشاركت‌آمیز است، مبتنی بر واقعیت است و جنبه اقناعی دارد و معمولا تأثیری منطقی و بلندمدت دارد".
فرهادی با اشاره به كمپین تبلیغاتی گفت:‌" كمپین تبلیغاتی مجموعه‌ای از فعالیت‌های تبلیغاتی چندجانبه برنامه‌ریزی شده، مداوم و مرتبط با یكدیگر، با هدف مشخص و برای مخاطب مشخص است كه باید اهداف تبلیغات را به وضوح بیان كند، بگوید چه پیامی با چه مخاطبی و در چه دوره‌ای از زمان و با چه بودجه‌ای و به منظور چه ارتباطی فرستاده شود، همه عناصر متشكله برنامه تبیلیغات و ارتقای فروش را جزیی از برنامه‌ منسجم بازاریابی (IMC- integrated Marketion Communicstion) بدانند و آن‌ها را به صورت موازی و هم‌زمان به كار گیرد، بودجه مناسب برای اجزای آن مشخص باشد، زمان اجرای آن مشخص باشد و در همه مراحل كار، نحوه ارائه برنامه را از دیدگاه مخاطبان ارزیابی كند". 
وی افزایش مقدار مصرف در یک زمان، افزایش تناوب مصرف‌ افزایش موارد مصرف، افزایش تعداد مصرف‌كننده و افزایش حق انتخاب را از جمله اهداف استراتژیک یک كمپین تبلیغاتی اعلام كرد".
وی با بیان اینكه كنترل پروژه، پایش رسانه‌ها و تحقیقات پیرامون میزان اثربخشی تبلیغات از جمله كنترل‌های لازم در زمان مبارزه تبلیغاتی است، تأكید كرد:" كنترل پروژه باید توسط عناصری انجام گیرد كه كل فرآیند كمپین را مدیریت و منطق‌سازی خواهند كرد كه هدف اصلی، اطمینان از اجرای كامل و به موقع و تطبیق با استراتژی برنامه اصلی كمپین است".
فرهادی در خصوص ارزیابی تبلیغات گفت:" در مراحل مختلف برنامه تبلیغات، ارزیابی میزان اثربخشی در برقراری ارتباط با مخاطبان برای ارتقای میزان اثربخشی تبلیغات بر مخاطبان، پیشگیری از بروز زیان‌های احتمالی در مراحل مختلف اجرا و بهره‌گیری بهتر از فرصت‌های بازاریابی باید انجام گیرد".

آشنایی با هنر درمانی

هنر درماني(Art Therapy) چیست ؟
 
art-therapy.jpg  هنر درماني رشته ای است که در آن  با خلق يا مشاهده يك اثر هنري از طريق دريافت و بيان احساسات شخص ، براي كمك به او استفاده مي شود. بر خلاف هنر كه تنها به منظور خلق اثر هنری انجام مي شود ، تمركز هنر درماني ( كه بطور معمول شامل نقاشي ، سفالگری ، كار با زغال ، مداد رنگي و مواد مشابه است) بر فرايند خلق يك اثر هنري مي باشد و فعاليتهاي مقدماتي به كار گرفته شده براي درمان ، به خلق اثر و نتيجه حاصل از آن ترجيح داده مي شود. در این رشته، ممكن است يك قطعه هنري هيچگاه به پايان نرسد.
 
 يك هنر درمانگر بر اين باور است كه عمل انجام شده در راه خلق يك اثر هنري ، مجموعه ای از فعاليتهاي داخلي را در جهت شركت دادن ابعاد فيزيكي ، احساسي و معنوي درمان راه اندازي مي كند. براي افرادي كه قادر به ايجاد يك كار هنري نیستند ، رفتن به موزه و يا نگاه كردن به كتابهاي هنري نيز مي تواند مفيد باشد. بدون شک ، نگاه كردن به آثار هنري باعث نيروبخشي از نظر معنوي و افزايش آرامش مي شود.

تاریخچه هنر درمانی چیست؟
 
art therapy2.jpg  با وجود اينكه مردم هميشه احساسات خود را از يك اثر هنري بيان كرده اند ، هنر درماني به عنوان يك شغل و رشته درمانی، از سال 1930 بوجود آمد. از جمله حوزه هايی كه در حال حاضر در بسیاری از اوقات از هنر درماني به عنوان بخشي از درمان استفاده می شود ،روانشناسي ( کاربرد هنر براي آشكار كردن احساسات نهفته ) و درمان فيزيكي (كمك به اعتماد به نفس و توانبخشي) است .
 

 بقیه در ادامه مطلب 

ادامه نوشته

ریشه های باستانی رنگ درمانی

نور خورشيد شامل طيف وسيعي از نورهاي مرئي (قرمز، نارنجي، زرد، سبز، آبي، نيلي، بنفش و طيفي از رنگ قرمز)  اشعة مادون قرمز و اشعه ماوراء بنفش ـ كه قابل رويت نيستند ـ مي‌باشد. اين طيف وسيع نورها عموماً براي درمان بيماري‌ها و دردهاي فيزيكي و رواني مورد استفاده قرار مي‌گيرند. رنگ‌درماني به شيوه‌هاي زير صورت مي‌گيرد: نمابش طيف‌هاي رنگي، استعمال روغن‌هاي رنگي اشباع‌شده به هنگام ماساژ بدن، تصور و تجسم‌كردن تصاوير و رنگ‌ها و حتي مصرف مواد اوليه رنگي در غذاها.

رنگ‌ها نقش بسيار مهمي در سلامتي و تندرستي ما دارند.در مصر باستان در معبد بعلبك بيماران دراتاق‌هايي مخصوص تحت درمان قرار مي‌گرفتند. ويژگي‌ اين اتاق‌ها در تفكيك كردن و تجزيه كردن پرتوهاي خورشيد به طيف‌هاي رنگي بود. در شهر قديمي بابل Hanging Gardens   مردم به سياحت و تفريح مي‌پرداختند. و علت آن بهره‌مندي از خاصيت شفابخشي رنگ‌ها در گياهان خوش‌رنگ و خوش‌بوي موجود در شهر بود. در هندوستان نيز طبيبان آيورودا كه از قديمي‌ترين روش‌ها، براي درمان بيماران خود استفاده مي‌كردند، معتقد بودند تعدادي از رنگ‌ها با هر يك از هفت چاكراي بدن در ارتباط‌اند كه هر يك از اين چاكراها، مركز انرژي و نماينده يك عضو و يك جنبه از روح انسان است. امروزه، همين شيوه براي درمان بسياري از مشكلات فيزيكي و رواني به‌كار مي‌رود.

اين قضيه مختص به اواخر قرن 17 نيست. بلكه در عصر مدرن نيز ، فيلسوف و رياضي‌دان معروف انگليسي، نيوتن آزمايشاتي را بر روي نور و منشور انجام داد، و به اين نتيجه رسيد كه نور در حقيقت تركيبي از طيف‌ها با رنگ‌هاي مختلف است.

ادامه نوشته

نظری کاملا شخصی در مورد وضعیت گرافیک

 گزارش سایت خبری رسم‌ ، یادداشت زیر به قلم یکی از طراحان گرافیک در سایت منتشر شد. متن نوشته داود منطق پیش روی شماست:

 نظری کاملا شخصی در مورد وضعیت گرافیک مورد اقبال طراحان منصوب به طراحان هنری ایران
اول کلام: دنیای گرافیک از سال‌های اول دهه 70 برایم جذاب شد، زمانی که به دنبال مدیایی مردم پسندتر از نقاشی بودم که در واقع دغدغه اول من بوده است و خواهد بود. در آن زمان وقتی مقاله‌ای از مرتضی ممیز را در مورد دنیای گرافیک می‌خواندم ( که الان دقیقا سوژه آن را به یاد ندارم) متوجه این مدیا شدم و فهمیدم آن بخش از وجود من که همیشه در دنیای نقاشی به طور کامل ارضا نمی‌گردد (که همانا ارتباط با لایه‌های عمومی‌تر جامعه است) به بهانه آثار گرافیک ارضا می‌گردد. با توجه به مطالعاتی که در این زمینه انجام دادم، بیش از پیش به این موضوع اعتقاد پیدا کردم.
 
باقی کلام: در سال‌های اخیر با همه گیر شدن استفاده از رایانه در ساخت آثار گرافیکی، مرزهایی جدید در زمینه ترکیب و تلفیق فرهنگ‌های مختلف تصویری در نوردیده شده است. در این میان معایبی هم برای فرهنگ تصویری ایران بوجود آمد که یکی از مهمترین آنان فاصله گرفتن گرافیک با مخاطب عام است. طی این سال‌ها گونه‌ای از گرافیک جوان که سعی در شکستن قواعد دست و پا گیر گذشته و ایجاد قوانینی جدید و مدرن بود و با توجه به فضای انحصاری گذشته گرافیک ایران، نوعی گرافیک نمایشگاهی و کم هزینه شروع به رشد و نمو کرد که انصافا باعث جنب و جوشی جذاب در قشر دانشجویی ما شد. در طی این سال‌ها این قشر دانشجو به فارغ التحصیلان گرافیک تبدیل شدند و کماکان به دنیای خودساخته‌شان در زمینه گرافیک ادامه دادند که از نظر من ستودنی است.
ولی مشکل از آنجا پدیدار شد که خصوصیت اولیه گرافیک که در ذات تکثیری آن است و همان ارتباط با مخاطب است، کم کم به دست فراموشی سپرده شد و کم کم متوجه نوعی از مدگرایی روشنفکرمابانه شدیم که گروهی خود را هنرمند و دیگران را یکسره صنعتکار و بازاری معرفی کردند.
سوال اینجاست که آیا تمام این شکستن مرزها برای ارتباط برقرار کردن با نسل جدید مخاطبان نبود؟
پس چه اتفاقی افتاد که طراحان گرافیک هم مثل نقاشان شروع به برگزاری نمایشگاههایی با مخاطبان محدود کردند؟
و گرافیک شهری و تبلیغاتی و ... را با گرافیک نمایشگاهی تعویض کردند؟
جالب‌تر آنکه همین طراحان که خود فضای کار گرافیک اصیل را با کار در نمایشگاهها و مسابقات پوستر تعویض کرده‌اند، با نق زدن از فضای گرافیک شهری و کتاب‌ها و ... نالانند.
 در نهایت: گرافیک از نظر بنده بیش از هر چیز بر پایه ارتباط با لایه‌های مختلف جامعه است و متاسفانه شاهد بسیاری از طرح‌های زیبا و خلاقانه هستیم که به دلیل در نظر نگرفتن مخاطبان، تنها در چند کتاب و نمایشگاه حضور دارند و به ذهن مردم راهی ندارند.

نستعلیق؛ قربانی طراحان گرافیک

 گهگاهی به داستان زیر آب رفتن پاسارگاد فکر می‌کنم، تنم می‌لرزد. گاهی هم خراش‌های روی ستون‌های تخت جمشید به حدی آزارم می‌دهد که گویا خراشی روی بدنم صورت گرفته است. همیشه حسرت بازگشت عتیقه‌ها می‌خورم که قربانی ما شدند. قربانی همان آدم‌هایی که میراث را پاس نداشته و به سادگی برگه خروج قالی پازیریک را صادر کردند.
نمی‌دانم چرا همیشه چیزی را از دست می‌دهیم، ناخودآگاه به فکر آن می‌افتیم.
رودکی و مولوی و فارابی و بادگیرهای یزد و خلیج فارس هم قربانی همین غفلت شدند. اما چیزی که بیشتر از همه اینها این روزها عذابم می‌دهد، داستان سرطانی است که دامن گیر خط نستعلیق شده است.
نستعلیق که یک شبه همانند400سال قبل که خط نسخ تن به حروف سربی داد، بدون اتود و فکر قبلی تن به نرم افزارهای می‌دهد که هر طراح جوانی چو من هر بلایی که می‌خواهد سر آن می‌آورد، غافل از خیانتی که داریم در حق این خط می‌کنیم.
واقعا چند درصد طراحان که از این خط استفاده می‌کنند، از پیشینه این خط اطلاع دارند. خطی که مهمترین پدیده در تاریخ خوشنویسی خوانده شده است، امروزه فقط به عنوان یک تصویر توریست پسند در پوسترها و آثار ما نمود پیدا کرده است. شاید مرتکب شدن یک اشتباه ما را تشویق به یک اشتباه دیگر می‌کند، چرا که برای اشتباه اول زیر گوش‌مان نزد، به خودمان اجازه اشتباه دادیم تا تحقیق از عناصر بعدی و ظرفیت‌هایی تصویری که در این خط وجود دارد. آیا واقعا میرعلی تبریزی امروز بود، ما جرات می‌كردیم چنین رفتاری را با این خط انجام دهیم؟

ادامه نوشته

پوسترهای آغازین

اختصاصی رسم : در پی انتشار صحبت‌های دبیر سومین سوگواره پوسترهای عاشورایی درباره شیوه و فرهنگ استفاده از تمثال معصومین در پوسترهای امروزی، برخی کاربران رسم نظرات متفاوتی در این خصوص ارائه کردند که به صورت کامنت در پایین خبر یاد شده درج شد (متن خبر). یکی از طراحان گرافیک در این باره مطلبی نوشته و برای رسم ارسال کرده است. مقاله آرش تنهایی پیش روی شماست:

 در سال‌های نه چندان دور زمانی که همه از غربی بودن و وارداتی بودن گرافیک سخن می‌گفتند، معلمی پژوهنده از پوسترهایی مذهبی نام می‌برد که دو قرن پیش وجود داشته است. او از پوسترها به عنوان نیای پوسترهای امروز ایران نام می‌برد. 
عنصر اصلی در این پوسترها خطاطی بوده است. ریتم‌های زیبایی که با خط ایجاد شده، نقش مسلط و عنصر اصلی کار است. موضوع اکثر این پوسترها شامل کلام یا اسامی اولیا مقدس اسلامی، شعرا، عرفا و ... می‌باشد.
یکی از این نوع پوسترها که به روزگار ما رسیده است، با چاپ سنگی تکثیر شده و تصویر حضرت عباس(ع) را نشان می‌دهد که طراح و خوشنویس ان میرزاهاشم است. در این تصویر جای رنگ زمینه، زره، بدن و اسب را خطوطی ریز و زیبا پر کرده است که تاثیر بافت را می‌گذارد. پوستر در میان احادیثی از ائمه همچون " انا مدینه العلم و علی بابها" و ... قاب شده است و در پایین آن رویدادهایی از زندگی اولیا دین نمایش داده شده است.
 
ادامه نوشته