چرخ می‌خورم و سرگردانی‌ام را یله می‌کنم روی گنبد و گلدسته‌ها...

چرخ می‌خورم و بی قراری‌ام از ایوان می‌گذرد و بند می‌شود به پنجره فولاد...

چرخ می‌خورم و تشنگی‌ام در حوالی سقاخانه پرسه می‌زند...

امشب، کوچه‌های خراسان، از عبور تو خالی می‌شوند، مولای من.

همان وقتی كه صدای نقاره صحن‌های حریمت، قدم‌هایم را میخکوب می‌کند.

تو آن جگرسوخته‌ای که آب را به زائرانش هدیه می‌کند و حاجات شان را برآورده...

امروز، نه فقط خیابان‌های خراسان، که تمام دل‌های عاشقانت، به گلدسته و رواق نورانی‌ات ختم می‌شوند.

امروز همه به کبوتران حرمت غبطه می‌خوریم که شب و روز، مهمان تو هستند.

آقای من؛ اگر چه «غریب الغربا» نام گرفته‌ای، اما در این سرزمین، در میان امواج ارادت و عشق دل‌های پاک مردمانش، مولا و سروری.

و ما نیز همراه با کبوتران حرمت، محزون و گریان، دل را به دور بارگاه تو پر می‌دهیم، تا با زمزمه ملائک همراه شویم.

زائران؛ باور کنیم بی هیچ حاجتی هم اگر آمده باشیم، دست خالی برنخواهیم گشت.



شهادت امام رضا(ع) تسلیت