رونمایی نشانه سازمان دامپزشكی كشور




سازمان زیباسازی شهر تهران با همکاری موزه هنرهای دینی امام علی (ع) ورکشاپ پوستر "غدیر" را برگزار می کند.


دراین پرچم استان هلند جنوبی واقع در جنوب هلند بابه کاربری از اصول مینی مالیزم و استفاده درست گرافیکی از نمادهای قومی از نظر زیباشناسی یک کار گرافیکی زیباست.[۷۷]
ورود کارهای گرافیک مدرن در نشانهای اطلاعاتی با ایجاد موزهٔ اقتصادی و اجتماعی در وین به همت اتو نوراث [۷۹] اقتصاد دان اتریشی در ۱۹۲۱ آغاز شد. و چنین بود که «شیوهٔ ویَنی» [۸۰] (که سپس به ISOTYPE شناخته شد) پایه گرفت. این شیوه سیستمی برای نشان دادن اعداد آماری پیشنهاد میکرد که به تماشاگر کمک مینمود تا مسائل و مشکلات اقتصادی و اجتماعی را به نحو آسانتری بصورت بصری ببیند و آنها را به خاطر بسپرد. در ماه می ۱۹۲۵ نخستین نمایشگاه گرافیکی این موزه افتتاح شد. در این نمایشگاه همچنین طرحهای گرافیکی برای بهداشت و تندرستی، رفاه جامعه و ورزش ارائه شد.[۸۱]
در این کار گرافیکی اطلاعاتی، زاویه دید یک بیننده را در برابر دو توپ زرد و آبی در تصویر فوق - و اینکه آن دو توپ در دید بیننده چگونه پدیدار میشوند در تصویر زیرین نشان داده شدهاست. این گونه طراحیها در کتب درسی و در کتابچههای دستورالعمل برای کار برد وسایل پیچیده الکتریکی و مکانیکی نقش بسیار مهمی را ایفا میکنند.[۸۲]
نشانهای ایزوتایپ ورزشی مانند این علامت پاروزنی، ارتباطات را در مجامع بین المللی مانند المپیک بسیار آسان کردهاست. به وجود آوردن این علامت نیاز به نوشتن برای راهنمایی به زبانهای مختلف را از میان برد.[۸۳]
هنر گرافیک رایانهای به همهٔ پدیدارهای اطلاق میشود که به صورت بصری با کاربران رابطه ایجاد میکنند. نقش ارتباطی گرافیک در رایانهها امروزه شاید بیش از مفاهیم نوشته شده و پروندههای صوتی رایانه اهمیت دارد.[۸۶]
آگهیهای دیواری (آفیش به فرانسه و پوستر به انگلیسی) از زمانهای کهن وجود داشتهاند. سنگ نگارهای باستانی ایران که داستان وقایع تاریخی را دربر دارند، «آکسون»های یونانیان و «آلبوم» رمیهای باستان با طراحیهایشان و اطلاعاتی که در بر داشتند شباهتی با پوسترهای مدرن دارند. در یونان باستان نام ورزشکاران و لیست بازیها بر روی ستونهای چهار گوشه کنده میشد و آنها با نیروی آب یابردگان به آهستگی به دور خود میچرخیدند. رمیها دیوارهایی را در چهارراههای مهم شهر سپید میکردند و آنها را به چهارگوشهای مساوی تقسیم مینمودند و بر روی هرکدام از آن چهارگوشها بازرگانان، رباخواران و برده فروشان آگهیهای خود را با رنگ زغال یا گل اکر و سرخ مینوشتند و برای جلب توجه مشتریان آنها را با طرحی میآراییدند.[۹۰]
این سنگ نگارهٔ باستانی در نقش رستم داستان تاجگذاری اردشیر یکم نخستین پادشاه ساسانی را در بر دارد. در این نگاره روان داریورش هخامنش فره ایزدی را به اردشیر می سپارد. با این سنگ نگاره اردشیر قانونی بودن تبار ساسانیان ایران را به آوند جانشین بر حق هخامنشیان اعلام میدارد. در زیر سم اسب اردشیر اردوان پنجم اشکانی به خاک درغلطیده است و در زیر سم اسب داریوش گوماتای مغ (بردیای دروغین) افتاده است اردشیر در این سنگ نگاره برپایی شاهنشاهی را در میان ایرانیان، پس از غلبهٔ اسکندر به یادبود میدارد. در سنگ نوشتهٔ این نگاره به سه زبان پارسی، پارتی و یونانی می خوانیم: "این نگارهٔ کی اردشیر اورمزد پرست است که تبارش از ایزدان است" [۹۱]
با این پوستر سنگی در مرودشت استان فارس، شاپور اول ساسانی غلبهٔ ایرانیان را بر رمیها، با زانوزدن فیلیپ لیسینیوس والریانوس امپراطور روم، به یادمان میدارد. به کین خواهی از سالهای خواری ایرانیان در زیر یوغ جانشینان اسکندر اعلام میدارد. بنا به نوشتهٔ شاپور: "درست در آن هنگام که ما بر اریکه پادشاهی استوار شدیم، امپراطور گردیانوس در سراسر امپراطوری رم لشکری از تبارهای گوث وجرمن فراهم نمود... و به نبرد با ما تاخت. رزمی بزرگ و رویاروی درگرفت. و سزار گوردیان به خاک افتاد و ما لشکر رم را درهم شکستیم. و رمیها فیلیپ را به امپراطوری برگزیدند. و سزار فیلیپ نزد ما آمد برای پیمان آشتی و پانصد هزار دینار به باج داد برای زندگیش و سپس باجگذار ما شد" [۹۲]
در این سنگ نگاره در بانتی سری [۹۳](شهر زنان) در انگکور [۹۴] کامبوج ساخته در سال ۹۶۷ میلادی به وقف ایزد هندو شیوا ست در میانهٔ این نگاره شاه راوانای ده سر ایستاده ست که با دستهایش کوه را به لرزهای گران آورده ست. و جانوران از دهشت به هر سوی گریزانند بزرگان و دانایان و از ما بهتران در نجوایند برای چاره جویی. بنا بر داستان شیوا با نهادن شصت پای خود بر کوه آن را از لرزیدن بازداشت. و راوانا برای هزار سال در زیر کوه به دام افتاد.[۹۵]
در سنگ نگارههای قرن نوزدهم میلادی در تنگه ساوشی، در حدود ۱۵ کیلومتری شمال غربی شهرستان فیروزکوه، وقایع زمان فتحعلی شاه نقش شدهاست. بزرگترین نقش برجسته این کتیبهها، نقش شکارگاه با تصویر اسب، نیزه و شکارهایش است که در اطراف آن میتوان عباس میرزا، علی قلی میرزا و علی نقی میرزا پسران فتحعلی شاه و همچنین نوادگانش را در حال شکار دید.
در نزدیکیهای سال ۱۴۵۰ میلادی جوناتان گوتنبرگ[۹۶] کتابهای متعددی را در چاپخانهاش منتشر نمود. آلدوس مانتیوس [۹۷] طرح ساختن و صفحه بندی کتاب را به وجود آورد که بنیان انتشار کتاب را در غرب شکل داد. با اختراع روندار چاپ سنگی [۹۸] به وسیلهٔ آلیوس سنه فلدر [۹۹] از مردم چک در اتریش، در سال ۱۷۹۸، چاپ پوستر و آفیش عملی گشت. اگرچه پوسترهای دست نوشت از پیش وچود داشت اما آنها بیشتر برای اعلامیههای دولتی بودند. در انگلیس ویلیام کاکستون [۱۰۰] در ۱۴۷۷ چاپخانهای بنانهاد [۱۰۱]. و نخستین پوستز را منتشر نمود.[۱۰۲] در ۱۸۷۰ نخستین پوسترهای تبلیغاتی ظاهر شدند.[۱۰۳][۱۰۴]
کتاب ارسطو به چاپ آلدوس مانتیوس در ۹۸ -۱۴۹۵ کتابخانهٔ باستانی پرگلیاسکو در تورین [۱۰۵]
شاید بتوان گفت که پدر گرافیک مدرن ویلیام موریس [۱۰۸] است زیرا چاپخانهٔ کلمسکات [۱۰۹] او در نیمهٔ دوم قرن نوزدهم بسیاری از طراحیها ی گرافیک بسیار مهم را تولید نموده و بازار مهمی در میان توانمندان برای کارهای گرافیک به وجود آورد. او در اکسفورد با نقاشانی چون سرادوارد بورن-جونز و دانته گابریل روزتی دوست شد و باهم گروه پیش از رافائل گرایان [۱۱۰] را به وجود آوردند. [۱۱۱]
طراحی پارچه: طاووس و اژدها، کار ویلیام موریس یک طراحی گرافیک تزیینی است. این گونه نقشها در ۱۹۶۰ با جنبش هیپی دو باره زنده شد.(۱۸۷۸)
این کار که تلفیقی از خط و نقاشی و تزیین گرافیکی است، صفحهای از رباعیات عمر خیام است که موریس آن را تذهیب نموده و بورن-جونز نقاشیهای آن را کشیدهاست
طرحهای گرافیک از دیر باز برای تزیین ظروف و گلدانها و دیگر وسایل به کار گرفته شدهاند.
هنر و مذهب برای بومیان آمریکا تفکیک ناپذیرند. این بومیان با بیش از پانصد گروه متفاوت فرهنگی و ملیت های تباری طرحهای هوشمندانه و گستاخانهٔ گرافیکی را برای تزیین ابزارهای دینی و اشیای روزمره خود به کار میبرند.[۴۶]
نازکا Nazca ها که از بومیان کشور پرو هستند بخاطر کوزه گری رنگ آمیزشان و طرحهای استوار گرافیکی آنها شهرت یافتهاند.[۴۷]
بشقابی سنگی از بومیان می سی سی پی آمریکا با طرح گرافیکی مار زنگی پردار [۴۸]
این گلدان رس ساخته مردم مایا، ایزد دنیای زیرین را نشان میدهد که جامهٔ خود را به دست ایزد جوان ذرت و با یاری یک کوتوله و یک گوژپشت از دست داده و برهنه شده است. شمال پتن، گواتمالا قرن هفتم تا دهم میلادی [۴۹]
رساله بورجیا که [۵۰] اینک در کتابخانهٔ اپوستلیک واتیکان [۵۱] است یکی از معدود دستنوشتههای قوم ازتک است که نابود نشده است. بسیاری را باور براین ست که این رساله متعلق به بومیان ساکن در بلندیهای مرکزی مکزیک در نزدیکی پوبلا [۵۲] میباشد. این مکان پیش ازغلبه اسپانیاییها در زیر فرمانروایی قوم ازتک بوده است. [۵۳]
رساله درزدن [۵۶] کتابی کهن از قوم مایا ست. این کتاب تصویرشده در قرن یازدهم یا دوازدهم میلادی متعلق به قبیله یوکاتکان [۵۷] مایاست که حاوی طرحهای گرافیکی بسیار بارز میباشد. بسیاری از بخشهای کتاب شامل مراسم آیینی (از چمله گاه شمار آن) ویا ستاره بینی است. خطای یادکرد: خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ بدون برچسب
تمدن مایا به خاطر هنر، معماری، ریاضیات، و سامان ستاره شناسیش درخور توجه است. در سان بارتولو در بخش پتن در شمال گواتمالا نقاشیهای دیواری مربوط به قرن اول میلادی تصاویر گرافیک ایزد ذرت را در بر دارند. رنگ آمیزی این تصاویر آرام و بی تظاهر است و شیوهٔ کار با وجود قدمت پخته و استادانه ست. .[۵۸]
کوزه گری دست ساخت مردم کبیل Kabyle قدمتشان به دوهزارسال پیش از میلاد میرسد. این تصویر بازساختی از نمونههای قدیمی است. تا به امروز زنان کبیل ظروف خود را با طرحهای گرافیکی هندسی زیبا میآرایند. [۵۹]
پیت موندریان Piet Mondrian نقاش هلندی در سالهای ۲۱-۱۹۲۰ با شجاعت به ساده پردازی طراحی و ترکیببندی در نقاشی پرداخت و تنها از رنگهای خام آبی، زرد، قرمز، به همراه سیاه و سفید برای رنگ آمیزی کارهایش استفاده نمود. تجربههای او در این زمینهها راههای نویی را برای هنرمندان گرافیک باز نمود. موندریان با ترکیببندیهای قرمز، آبی، زرد خود نشان داد که هر گونه دگرگونی اندک در جابجایی سطوح رنگی و تناسب اندازههای آنها میتواند احساس بالقوهٔ یک تابلو را به کلی دگرگون نماید. و این پیام گرافیک مدرن است. او باشجاعت از ترکیببندیهای خود میکاهید تا به سادهترین و خردترین ترکیب هماهنگ دست یابد. مینی مالیزم او برای هنرمندان گرافیک که میباید پیامی را به صورت سرراست و با حداقل مداخله عوامل خارجی به مخاطب برسانند موهبتی بود.(۱۹۳۹)[۶۲]
این علامت «سگ ممنوع!» در اسپانیاست. تصویر سگ (پیکتوگرام) pictogramme یا نمانگار خوانده میشود.[۶۳] دایره قرمز با قطر مورب آن رسانندهٔ اندیشه ممنوعیت میباشد. وانرا (ایدئو گرام) idéogramme یا ایده نگار' میخوانند.[۶۴] ارزش ایده نگار در آنست که دریافت پیام ازاین علامت، به فرهنگ، زبان، ودرجهٔ تحصیلات مخاطب بستگی ندارد.
علاماتی که رساننده آوا هستند «۳۰ گار» به جای « سیگار» را ریباس rébus (از لاتین به معنای «به وسیله») میخوانند. مانند این علامت که به فرانسه میگوید «یک کشیش بزرگ، پر از اشتها از سراسر پاریس گذشت بدون نهار»[۶۵] ریباسهایی از این سان برای سرگرمی و شوخی اند. ولی در گذشته آنها نقش مهمی، در ایجاد الفبای آوایی بازی کردهاند.[۶۶]
این نشان خانوادگی بوربونهای اسپانیا است که ترکیبی از نشانهای کاستیل، آراگون، ناوار، گرانادا و بوربون-آنژو است. نشانهای نمادین از زمانهای باستان برای تبارها و ملیتهای مختلف وجود داشتهاست.[۶۷] طراحی نشانهای خانوادگی Héraldique مبتنی بر قواعدی مشخص میباشد. این قواعد بصورت ترتیبی دقیق و اصولی محکم توصیف شدهاند.[۶۸]
هرگونه نام، نماد، نشان، شکل، حرف و واژه که مورد استفادهٔ یک تولید کننده یا بازرگان باشد تا کالاهای او را از دیگر کالاهای همسان که دیگر تولید کنندگان آنها را تولید میکنند ممتاز نماید علامت بازرگانی Trademark خوانده میشود. علامت بازرگانی یک نوع دارایی شخصی است که معمولاً به ثبت رسانیده میشود تا به دارنده آن اطمینان دهد که هیچ کس دیگر حق استفاده از آن را ندارد.[۶۹]
نماد بازرگانی فولکس واگن یکی از ساده ترین نشانها در جهان است که بلافاصله قابل شناسی است[۷۱] و از این دوی یکی دیگر از نخستین تجربههای موفق هنر گرافیک مدرن است. این لوگو را فرانتس زویر ریمسپیس Franz Xaver Reimspiess طراحی نمودهاست. [۷۲]
گوگل یک کمپانی نسبتا جوان است. این طرح ساده کار روث کدار Ruth Kedar است که مینیمالیزم موندریان را تداعی میکند. بنا به گفته روث کدار این نشان بازیگوش و به فریب دهی سادهاست. و آنقدر زیرکانهاست که به نظر ناطراحی میآید و خواندنش سهل است. رنگها یاد آور کودکان است در هنگام بازی... بافت هر حرف به صورت نا مزاحمی با سایه کاری رنگی برجسته شده و این در همان حال که به طراحی سنگینی میدهد سبک است." [۷۳]
کتابهای دینی بهترین مثال برای طراحی گرافیک میباشند. از جمله این کتابها میتوان کتابهای انجیل را که در قرنهای ششم تا نهم میلادی در صومعههای ایرلند، اسکاتلند و انگلیس وجود داشت نامبرد. چهار نمونه از کارهای گرافیک در این کتابها را در اینجا نشان میدهیم. این کتابها از کارهای گرافیکی عربها و مسلمانان تاثیر پذیرفتهاند. مسلمانان که نمیتوانستند مانند یونانیان و رمیها از شکل انسان در تزیین ساختمانها و کتابهای خود استفاده برند. شکلهای هندسی و خط نگاری را برای ایجاد طرحهای تزیینی انتزاعی بکار بردند و از این رو اروپائیان این کارهای گرافیک را اسلیمی آرابسک [۲۱] (عربوار) میخوانند.[۲۲]
برگی از انجیل دستنویس لیندیز فارن [۲۳]، در پایان قرن هفتم یا اوائل قرن هشتم.
یک کار گرافیک از انجیل دستنویس لیکفیلد [۲۴] مربوط به قرن هشتم.
صفحهٔ آغاز انجیل مارک در کتاب دورو [۲۵] مربوط به قرن هفتم.
طراحی گرافیک راهبان ایرلندی در کتاب کلز [۲۶] استفاده از آرابسک را به اوج زیبایی رساندهاست. هر صفحهٔ این انجیل با طرحی گرافیک آغاز میشود. مربوط به قرن ششم تا نهم
در کشورهای اسلامی کهنترین طرحهای گرافیک و خطاطی را میتوان در قرآنهای خوشنویسی شده یافت که با مرکب سیاه روی کاغذهایی از پوست آهو یا پاپیروس با خطوط زاویهدار٬ مانند خط کوفی٬ نوشته شدهاند. خطوط قرآنی در سده هشتم میلادی آشکار شدند و در سده دهم به کمال نسبی رسیدند. بعدها صفحهآرایی٬ حاشیهکاری٬ تذهیب و دیگر تکنیکهای یپیچیده به لحاظ تزیین بهوچود آمد. در سده دوازدهم میلادی خط نسخ به اوج زیبایی و خلوص رسید این خط برخلاف کوفی زاویهدار نبود و از فرمهای هلالی و منحنیها تشکیل شده بود. این خط در سراسر جهان اسلام گسترده شد. در کنار نسخ شیوههای دیگر مانند مُحقَّق، ریحان، ثلث، رقاع و توقیع نیز استفاده میشد. هر یک از این خطوط کاربرد مجزایی داشتند و در نوشتن قرآن٬ یا برای تزیین بناها و ظروف سفالی و اشیاء فلزی و پارچهبافی و یا در نگارش نامهها و امور دیوانی به کار گرفته میشدند.[۲۷]
برگی ازکار گرافیکی ایرانی در قرآن دستنویس، قرن یازدهم میلادی.
برگی ازکار گرافیکی در قرآن کوفی دستنویس در قرن دوازدهم.
هنر خطاطی گرافیک همچنین از رازگونهای معنوی برخوردارست که با دل و احساس بیننده رابطه برقرار میکند. این چنین است که در نوشتن کتابهای دینی و شعری از این هنر استفاده میشود تا در خواننده احساسی آشاوان پدید آورد. هنر خطاطی در صومعههای غرب به وسیله راهبان به وجود آمد.[۳۰]
در کشور چین درطول قرون از خطاطی برای رساندن رابطههای معنوی و افکار فیلسوفانی چون کونفسیوس و افکار مکتبهای صدگانه فلسفه (諸子百家; zhūzǐ bǎijiā") استفاده میشود. هنر خوشنویسی در چین به دو هزارسال پیش از میلاد بازمیگردد. [۳۱]
هنر خطاطی چین در قرن سوم پیش از میلاد شاید به وسیلهٔ هنرمندان فراری در زمان جنگهای استانهای چین وارد کره شد. خطاطی در عصر آسوکا (۶۴۶-۵۵۲) وارد ژاپن شد، این در هنگامی بود که ژاپنیها به مذهب بودا گرویدند و سایر ویژگیهای فرهنگی چین و کره را پذیرفتند. ژاپنیها شعرهای چار بیتی هایکو [۳۲] را با خط زیبا بر روی پرچمها مینویسند و آنها را برای تزیین جشنهایشان بکار میبرند.[۳۳]